ای دوست
سه شنبه 10/1/89 12:41 صبح| ای دوست، بهار، دو بیتی | نظر
تو مثل بهار می مانی ای دوست !
سر مست تر از هزار می مانی ای دوست !
افسوس که استوای قلبم داغ است
این گوشه کنار می مانی ای دوست ؟
چه خوب و زیبایی!
یکشنبه 15/6/88 10:37 عصر| چه خوب و زیبایی=پری دریایی | نظر
چه خوب و زیبایی پریَ دریایی!
امید آن دارم به شهر من آیی.
اگر چه شهر من کویر آدمهاست!
ولی کسی هم هست دلش چو دریایی.
کنار آن ساحل به خنده میگفتی
ز خانه ات دریا نمیروی جایی.
بیا مرا با خود ، ببر از این هامون
ببر به آن دریای پاک و رویایی!
بیا که دلتنگم از این همه جاده
بیا که می خوانم سرود تنهایی!
شبی به خواب من ، تو بودی و دریا
و قصر ماهی ها .... من و تو شد مایی!
در آن شب پر شور دلم هوایی شد
دلی پر از شادی ز بادهپیمایی
به قایقی رهوار سوار می گردم
و با تو میگویم : (( چرا نمی آیی))
تو باز می خندی و باز می گویی
که اهل دریایی نمیروی جایی!
چه تنهایم
پنج شنبه 14/3/88 2:43 صبح| چه تنهایم | نظر
اخ،تف
یکشنبه 10/3/88 3:25 صبح| اخ،تف | نظر
اخ ، تف
این بار شعر من تب برفک گرفته است .
آنتن دوای قافیه هایم نمی شود.
این بار هم عفونت تکرار
راه گلوی وزن مرا تنگ میکند.
من فحش می دهم به خودم یا به دیگری؟
قی میکنم هر آنچه کسی قی نکرده است.
حرفی که می زنم ، هرگز به ذهن حافظ و سعدی نیامده.
من افتخار می کنم ، یک حرف نو زدم !
تنها مهم تر از همه این است جان من!
حال این زمان یبوست افراطی شما! – هر شاعری که فلسفه بلغور می کند-
در ایستگاه پست مدرنیسم خواب رفته است.
اخ ، تف که حال مرا هم گرفتهاید.
اخ تف که بال مرا هم شکستهاید...
شعر ازبرخی دوستان که سعی میکنند حر فی نو بزنند ولی به هر قیمت ( این شعر ادامه دارد)